میکشی حسی ز غم بر روی من تامیتوانی
میکنی بر پا تو طوفان دردل آشفته من
زیر پلک چشم هایم در غلطان میدوانی
یک نفر نقدیرمن را درپس خوابی ندا داد
کی مرا از دام اندوه نگاهت میرهانی
چون گل شاداب هستی چون بنفشه باطراوت
عطرباغ خنده هارا چون به رویت مینشانی
(سعیدسعادت فر)
برچسب: اندوه دل نگفتم الا,اندوه دلم اثر ندارد,اندوه دلم,اندوه دل,اندوه دل نگفتم,ز اندوه دل دیوانه رستم,ببر اندوه دل و,شعر اندوه دل,اندوه زمانه در دل اندوخت,اندوه مومن در دل اوست,
نویسنده: یاسین قاسمی