
بگذار بگرِِیم خون در ماتم تنهایی درمانده ترین عاشق درکوچه شیدایی هر بار تو را دیدم ای آیینه ی مهتاب رخساره مه پیداست زان چهره ی رویایی برچشم و دل عاشق یک لحظه قدم بگذار مجنون توام آخر ای لؤلؤ دریایی این روح لطیف من ازعشق توشد پیدا باز آی و نگاهم کن ای حجت زیبایی موهای پریشان را باشانه کنم هموار تاشانه زند مو را مشاطه مینایی چشمم به رهت اینک درحسرت دیدارم برگردو نگاهم کن ای ماه تماشایی (سعید سعادت فر) ...
ادامه مطلب
از وقتی ... عاشقانه هایم را در معرض دید همه گذاشتم همه ... دنبال تو میگردند ... ...
ادامه مطلب